مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

885

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

آنچه على از خوارج در نهروان و جاهاى ديگر كشت شصت هزار بوده است . اين بود ماجراى خوارج و سيد حميرى گفته است : من آن آيين دارم كه وصىّ پيامبر بر آن بود / در روز جنگ خريبه در كشتار گمراهان / و آن چه در جنگ نهر بر آن بود / و دست من با دست او در صفين انباز بود / همه آن خونها ، پروردگارا ! در گردن من / و سپس مرا از آن بنوشان ، چنين باد ، چنين باد [ 1 ] . خلافت على بن ابى طالب كه خداى از او خشنود باد و خشنود گردانادش چون عثمان كشته شد ، با على در مسجد پيامبر بيعتى همگانى كردند . مردم بصره و كوفه براى او با ابو موسى اشعرى بيعت كردند . و طلحه و زبير در مدينه بيعت كردند . هيچ كس نماند كه بيعت نكرد مگر معاويه در شام و مردم آنجا . سپس طلحه و زبير پيمان شكستند و با عايشه به بصره رفتند و على به سوى ايشان رفت و پيكارى كرد كه همان جنگ جمل بود سپس به سوى اهل شام رفت در صفين ، آنگاه دو حكم را داور قرار دادند و بيرون آمدند و خوارج بر ايشان شوريدند و على در نهروان با ايشان پيكارى سخت كرد . على ، قيس بن سعد بن عباده را به عنوان والى به مصر فرستاده بود و او با هوشيارى و زيركسارى خويش معاويه را از آنجا دور كرده بود و عمرو بن عاص را دسترسى بدانجا نبود . اگر چه هنگامى كه در ماجراى حكمين آن كار را به معاويه آموخت . معاويه مصر را طعمهء او قرار داد . و آن دو براى از ميان برداشتن قيس از مصر نيرنگى ساز كردند . بدين گونه كه معاويه به يكى از بنى اميه نامه نوشت كه : « خداوند قيس بن سعد را از سوى ما جزاى نيك دهاد ! چرا كه وى برادران مصرى ما را از شركت كنندگان در خون عثمان باز داشت . اين كار را از على پنهان داريد كه من هراس دارم كه اگر على آگاه شود او را از آنجا بر كنار كند . » و اين خبر در ميان مردم شيوع يافت . گفتند قيس دگرگون شده . على ( ع ) گفت : « پناه بر خدا ! قيس هرگز دگرگون نشده است . » و همچنان اين سخنان گفته مىشد تا اينكه على نامه‌اى به او نوشت كه بيا . آنگاه قيس دانست كه اين

--> [ 1 ] از قصيدهء مفصل سيد حميرى است كه در اغانى و طبقات الشعراء ابن معتز ابياتى از آن نقل شده . براى تمام قصيده رجوع شود به ديوان السيد الحميرى ، به تصحيح و گردآورى شاكر هادى شكر ، چاپ بيروت ، ص 415 .